زندگی نامه و مشخصات شهید سید جلال خوشی

سید جلال خوشی
عملیات کربلای 5 1365/10/05
1344 شلمچه
شلمچه اصابت خمپاره
تصویر شهید سید جلال خوشی

زندگی نامه سید جلال خوشی

شهید سید جلال خوشی در سال 1344 در محله تولیددارو دیده به جهان گشود. او از همان دوران کودکی در محیطی مذهبی و روحانی تربیت شد. در مقطع دبستان و بالاتر ، از دانش آموزان ممتاز بود و تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان ادامه داد. اهل کنجکاوی و سوال و جواب بود. وی در همان دوران نوجوانی با وجود سن کم ، روحی پاک و فکری متعالی داشت. علاوه بر عبادات به مستحبات و مکروهات نیز توجه خاصی داشت. در نمازهای جمعه و جماعت مسجدحضرت ابوالفضل(ع) شرکت می کرد و با ادعیه مختلف از جمله دعای کمیل بویژه توسل به چهارده معصوم (ع) مانوس بود. روزی در حال مریضی و در شرایطی که سرم به دستش وصل بود به مسجد رفت و در پاسخ به مادر گفت: سٌرم که خشک نمی شود اما نمازم قضا می شود. شهید سیدجلال در خانواده اخلاقی بسیار نیکو داشت. شوخ طبع بود و با اطرافیان شوخی می کرد اما با این وجود با تواضع و فروتنی سخن می گفت. مادر شهید نقل می کند : یک بار با همسایه سر موضوعی بحثمان شد و پسر آنها به پدر جلال توهین کرد. جلال پس از اطلاع از موضوع بجای مقابله به مثل ، به نزد پدر همسایه رفت و برخورد بسیار خوبی با او کرد بگونه ای که آن همسایه همیشه این خاطره را بازگو می کند. شهید خوشی در همان دوران تحصیل به عضویت بسیج درآمد و شبها به گشت زنی و پاسداری از محل می پرداخت. پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان امام حسین(ع) در سال 1361 به جبهه رفت و فرماندهی گردان بیستم لشگر 27 محمدرسول الله(ص) را برعهده گرفت. او بارها در جبهه های غرب و جنوب کشور به مقابله با دشمن بعثی پرداخت و در عملیاتهای بدر ، خیبر شرکت داشت. به دنبال حضور مکرر در جبهه ها ، یکبار مورد اصابت ترکش قرار گرفت ، یکبار هم موج انفجار او را گرفت و در سال1362 نیز در جریان عملیات والفجر 8 ، از ناحیه دست بشدت مجروح شد اما به خانواده چیزی نگفت. بار آخر پس از بازگشت به جبهه ، در نامه ای برای خانواده نوشت : یک دست لباس سبز برای من بفرستید. خانواده لباسی را فرستادند. وی با برتن کردن آن لباس ، صبح جمعه در دعای ندبه شرکت کرد. آنگاه مسئول گروه فرمان داد رزمندگان به عقب بروند. سیدجلال به همراه یکی از همرزمانش در حالیکه سوار بر خودرو بودند زمزمه می کرد : حسین جان ، جان جانان را خواهم. و خطاب به همرزمش گفت : الان جان می دهد برای شهید شدن. در همان زمان خمپاره ای در نزدیکی شان منفجر شد و ترکش آن به سر شهید خوشی اصابت نمود. وی سرانجام در عملیات کربلای 5 در پنجم دی ماه سال1365 به آرزوی دیرینه خود رسید در سن20سالگی به شهادت رسید.

 

وصیت نامه سید جلال خوشی

فرازهایی از وصیتنامه شهید : ... رستگاری تنها در تقواست و تقوا تنها کار و راهی است که مردان حق می توانند آنرا طی کنند... اگر کسی از تقوا و پرهیزگاری خویش دفاع کرد ، آن هم او را در برابر گناهان محافظت میکند. تنها راه رسیدن به تقوا جنگ و جهاد است. گاهی جنگیدن در جبهه و در مقابل دشمن کافر است که باید کوشید و خون طرف مقابل را به زمین ریخت و گاهی در جبهه داخلی و درون است که الحق نام جهاداکبر که رسول اکرم(ص) فرمودند زیبنده این جهاد است. جنگ با نفس لحظه ای قطع نمی شود و در آن احتمال حمله از طرف شیطان و نفس اماره هست. و اکنون رضای خدا در جبهه است و عشاق خدا ، آنجا عاشقان ابا عبداله الحسین(ع) هستند... پس زیادی مخالفین نباید ما را از کاری که می کنیم سرد کند. چون بنا بر قولی که از امام باقر(ع) نقل شده ، فرمودند: شیعه ما آن کسی است که اگر تمام دنیا مخالفش بود ، آن کاری را که خدا دوست دارد انجام می دهد و اگر تمام دنیا ترغیبش کنند کاری خلاف میل حق انجام نمی دهند. و شما ای پدر فداکار و مادر عزیزم ! خدا به شما اجری عظیم عنایت کند. از فرزندتان و نور چشمتان در راه خدا گذشتید. باشد که در روز جزا با رویی سفید حضرت امیر(ع) و حضرت زهرا(س) را ملاقات کنید و امام حسین(ع) شما را شفاعت کند. خواهران و برادران عزیزم ! سعی کنید که یار و یاور پدر و مادر باشید. هرگز مسجد ، قرآن و امام را تنها نگذارید که راه رستگاری را می توان با اینها بدست آورد. راضی به رضای خدا باشید و در همه امور به حضرت حق متوکل باشید ، حتما موفق خواهید شد. شما ای برادران عزیزم ! سعی کنید در سنگر مدرسه و جبهه حضور داشته باشید و باز هم تذکر بدهم که ائمه اطهار(ع) این ستارگان تابان عالم هستی را از خود راضی نگه دارید و توسل به آنها داشته باشید که تنها محبین آنها هستند که در آخرت در بهشت برین جایشان خواهد بود و در کنار پیامبر(ص) منزل خواهند کرد و حسین بن علی سیدالشهداء(ع) نشان دهنده راه ما هستند و خط سرخ ایشان خط ماست. خدایا ! این توفیق را به من بده که در هنگام شهادت سر به پای آن حضرت داشته باشم و پیش ایشان شرمسار نباشم. خدایا ! از گناهان من و پدر و مادر من و تمام مومنین در روز حساب بگذر. خدایا ! من بنده خیلی ذلیل و ضعیف تو هستم و اگر تو راهنمایم نباشی ، جایگاهم در اسفل السافلین است و اگر رحمت و غفاریتت نباشد منزلم در دوزخ. پس امید یک امیدوار به بخششت را به یاس تبدیل مکن که یاس خود از گناهان بزرگ در درگاه با عظمت توست.

شهدای همنام و مشابه با شهید سید جلال خوشی


Directory by Joomla! Academy All rights reserved

زندگينامه 14معصوم،احاديث و روايت معصومين,نهج البلاغه,14ستاره